دانشگاه علوم قرانی گراش دانشجو می پذیرد
دانشگاه علوم قرانی گراش در رشته های ۱- تفسیر قرآن مجید ۲-علوم قرآن مجید در آزمون سراسری سال ۹۱ دانشجو می پذیرد.
جهت مشاهده تصویر واقعی بر روی عکس کلیک نمایید
این وبلاگ متعلق به هیچ گروه و حزبی نیست و مردمی اداره میشود
دانشگاه علوم قرانی گراش در رشته های ۱- تفسیر قرآن مجید ۲-علوم قرآن مجید در آزمون سراسری سال ۹۱ دانشجو می پذیرد.
جهت مشاهده تصویر واقعی بر روی عکس کلیک نمایید
به گزارش جهان به نقل از بولتن نيوز در آغاز بكار مجلس نهم اعتبارنامه علاء الدین بروجردی منتخب بروجرد به شعبه سه بررسي كننده اعتبارنامه ها مجلس ارجاع شد كه مورد اعتراض جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات قرار گرفت.
اگر چه اين شعبه اعتبار نامه بروجردي را تائيد كرد و گزارش تائيد آن در جلسه روز چهارشنبه 17 خرداد قرائت شد اما كريمي قدوسي مجددا به اين اعتبارنامه اعتراض كرد كه براي بررسي بيشتر به كميسيون تحقيق مجلس ارجاع شد.
طبق آئين نامه داخلي مجلس تا زماني كه اعتبارنامه يك منتخب مجلس به تصويب مجلس نرسد و اين اعتبار نامه در شعبه و يا كميسيون تحقيق در دست بررسي باشد، آن منتخب فقط مي تواند در جلسات مجلس شركت كند و نه تنها در صحن مجلس حق راي ندارد، بلكه نمي تواند عضو هيچ يك از كميسيونهاي تخصصي مجلس شود و در نهايت هم نمي تواند رئيس يا عضو هيئت رئيسه اين كميسيونها باشد.
از آنجا كه تكليف كميسيونهاي تخصصي مجلس هفته آينده مشخص خواهد شد و بعد از شكل گيري كميسيونها، اولين دستور كار آنها برگزاري انتخابات هيئت رئيسه است و از طرف ديگر تكليف اعتبارنامه بروجردي هنوز مشخص نيست، مي توان گفت كه در صورت ادامه این منوال رياست بروجردي بر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس منتفي است.
هفته آينده براي كميسيون تحقيق مجلس، هفته پركاري خواهد بود چرا كه تا روز چهارشنبه اعتبارنامه هشت منتخب مجلس به اين كميسيون ارجاع شد كه عبارتند از: احمد توكلي، الياس نادران، حسين نجابت، زهره طيب زاده نوري، جواد كريمي قدوسي، علاءالدين بروجردي، علي ايرانپور و حبيب برومند. اعضاي اين كميسيون براي بررسي اين اعتبارنامه ها بايد وقت زيادي را صرف كنند.
اگر كميسيون تحقيق مجلس با سرعت تكليف اين اعتبارنامه ها از جمله اعتبارنامه بروجردي را مشخص كند، بطوريكه تا قبل از برگزاري انتخابات هيئت رئيسه كميسيون مذكور، اعتبارنامه بروجردي در صحن مجلس مطرح و به تصويب مجلس هم برسد، باز شانس و اقبال بروجردي براي رياست كميسيون خيلي كم است چرا كه در راهروهاي مجلس شنيده شده كه اسماعيل كوثري نماينده تهران كه در مجلس هشتم هم نايب رئيس اول اين كميسيون بود، گزينه جدي براي تصدي رياست كميسيون مذكور است.
ایام متمادیست که در همه اطراف و اکناف، صحبت از منتخب واقعی مردم است. مناطقی که دیرزمانیست رنگ و بوی پیشرفت و تعالی را به چشم ندیده اند، سالهای سال است که سخن از تعصبات شهری در میان مردم است. سالهای سال است که به پای یک شهر سوخته اند و ساخته اند. اما تاکی باید قربانی این تنگ نظری ها باشیم.
اقلیت لار گرچه در زمان بهره وری و سود، سنگ کل لارستان را به سینه می زنند؛ اما وقتی پای منافع به میان می آید، فقط به فکر شهر زادگاه خویش هستند. البته کسانی در خود شهر لار نیز دیدگاهشان کل نگر است. سوی سخن با این عده نیست بلکه با کسانی است که از تنگ نظری ایشان، تمامی مردم این خطه، لطمه دیده اند.نباید اکثریت دنباله رو این اقلیت شوند.
اما ایا نماینده فعلی برگزیه تمام مردم این دیار هست؟ آیا با سیاست های منفی که برای به کرسی نشاندن این فرد به کار برده شد، می توان از ایشان انتظار وحدت داشت. جواب این سوال را چهار سال بعد می توان داد. اما ان چیز که عیان است چه حاجت به بیان است. ولی برای آگاه سازی مردم ذکر برخی موارد، ضروری است چراکه اگر حق مطلب ادا نشود آیندگان ما را لعنت و نفرین می کنند.
آیا تقلب و تخلف در انتخابات، فقط در روز انتخابات صورت می پذیرد؟ بی شک اینچنین نیست.
روزهای قبل انتخابات، برنامه این اقلیت، تهدید برخی افراد در شهرهای غیر لار، تخریب چهره برخی از نامزدها، شایعه پراکنی و تفرقه در بین مردم، استفاده از تریبون مقدس نماز جمعه و تخریب یک چهره خاص، اجماعی که گاهی با زور و قدرت رقیب را کنار گذاشته و دخالت در پیمان کاندیداهای مناطق باهم، مهره چینی افراد وابسته به خود در صندوق های رای گیری و دهها موارد دیگر که در این مختصر نمی گنجد.
برخی افراد میگفتند که مشکل اینجاست که اقلیتی می خواستند که فلانی به مجلس برود اگر 100 هزار رای هم می آورد رقیبش با ده هزار اختلاف پیروز میشد. علت این حرف و حدیث ها چیست. تمامی مسئولین لار دست در دست هم گذاشتند تا فرد برآمده از اجماع ننگین نماینده شود. چرا؟ چون رگ و ریشه اش لاری است؛ ایا این تنگ نظری نیست؛ آیا این زیرپا گذاشتن دموکراسی و نفی شایسته سالاری نیست.
در روز رای گیری در لار و شهرهای اطراف، هیچ یک از نماینده های کاندیداها، جق نظارت دقیق بر کار ستاد پای صندوق نداشتند. بر حسب اطلاعات رسیده، بیشترین کارشکنی از طرف نماینده فرمانداری صورت میپذیرفته است. نماینده نامزدها حق ایستادن در نزدیک میز رای گیری نداشته اند و از نظارت ایشان جلوگیری میشده است. اگر قرار به تخلف نیست چرا از نظارت ایشان جلوگیری شده، در کتابچه انتخابات ذکر شده که شناسنامه باید مهر بخورد، افراد زیر 18 سال و متوفی نباید رای دهند و سایر مواردی که جلوگیری از وقوع آن ملزوم به نظارت دقیق افراد ناظر است. وقتی از تماس نزدیک نماینده های کاندید با افراد سر صندوق ممانعت میشود چطور خواهند توانست که از این تخلفات جلوگیری کنند. تمامی نماینده های کاندیدهای رقیب لار در روز رای گیری با این کار مخالفت خود را اظهار نموده اند و با خواسته انها مخالفت شده است. تا جایی که برخی، این نماینده ها را از حوزه رای گیری بیرون کرده اند و عده ای ایشان را تهدید نموده اند. موارد بسیاری از عدم درج مهر در شناسنامه، چندین بار با یک شناسنامه رای دادن، رای دادن افراد زیر 18 سال، و مواردی اینچنینی، توسط اکثر نمایندگان نامزدها در شهر لار گزارش شده است. چیزی که همه متفق القول هستند این است که این موارد در بعد از ساعت 19 به وقوع پیوسته، زمانی که گزارشاتی از آرای بالای زندوی رسیده است. دستور به این تخلفات، پس از جلسه ای که در یکی از حسینه های شهر لار برگزار شده، اتخاذ شده است.
این موارد صرفا اتهام نیست، بلکه واقعیاتی است که صورت پذیرفته است. مشخص نیست که آیا اعتراضات مردم بیرم راه به جایی می برد یا نه. بر اساس گزارشات ارسالی از بیرم، تمامی مردم بیرم شعارهای بسیاری علیه برخی در لار داده اند. تمامی مردم خواهان جدایی از لار و الحاق به یکی از شهرستان های همجوار هستند. گرچه کاندیدا و مردم بیرم، نباید احساس سرخوردگی و شکستگی کنند چراکه آنها 40 هزار رای، با این همه تخریب و تهدید در تمامی خطه جنوب فارس، به دست آورده اند؛ آرایی که به تنهایی از آراء نماینده شهر لامرد، کوار، فیروزآباد و حتی از آراء برخی از نماینده های شهر تهران بیشتر است. در مطلبی که با عنوان «لار اسم بزرگی بود» در این وبلاگ اشاره شد که حتی در صورت پیروزی کاندید لار، بزرگی لار از بین رفته است چراکه تنگ نظری ها در قبل از رای گیری بسیار بیشتر از این مطالبی است که در این نوشتار ذکر شده است.
همانطور که آقای جعفری در وبلاگ شاید http://hasan1369.blogfa.com/ نیز اشاره کرده است اکثریت مناطق به آقای جعفرپور رای نداده اند و این را به نقایص دموکراسی مربوط می داند. «در این انتخابات 59 درصد مردم لارستان، خنج و گراش به جعفرپور رای ندادند. در شهرستان گراش، تنها 10 درصد مردم به جعفرپور رای دادند و در شهرستان خنج با وضعیتی مشابه چیزی حدود 15 درصد به جعفرپور رای دادهاند. در بخش بیرم تمامی به زندوی رای دادهاند، جعفرپور از صحرای باغ آرای قابل توجهای نداشته و از بخش جویم چیزی حدود تنها یک چهارم آرا را نصیب خود کرده است. برگ برندهی جعفرپور در این انتخابات آرای جمعیت شهر لار و بخش مرکزی بوده است. با وجود این آمار میتوان پی برد که شهرستانها و برخی از بخشهای لارستان هنوز دلخوشی از لار ندارند.»
این مطالب را برای تحریک اذهان عمومی ذکر نکرده ام و هیچوقت این فکر را در ذهن خود پرورش نمی دهم، اینها را به نماینده فعلی لارستان می گویم که هفتاد درصد رای خود را در شهر لار آورده و می توان گفت در شهرهای دیگر اقبال چندانی نداشته است. اما بالاخره نماینده کل این مناطق است. به هیچ وجه از نحوه رای آورده ایشان راضی و خشنود نیستیم چرا که دستهایی در کار بود که آراء ایشان را تا اندازه ای ناپاک کرده است، اما فارغ از این قضایا همه می دانند که تنگ نظری های بسیاری افراد که پشت ایشان را گرفته اند دارند. ایشان نباید دنباله رو این افراد قلیل باشد، حرفهایی که این مدت ایشان از وحدت میزدند، چهار سال دیگر به ثمر مینشیند. اینکه چقدر از این حرفها به ثمر مینشیند زمان همه چیز را مشخص می کند.
نماینده های پیشین در این حوزه انتخابیه، به هیچ وجه سابقه درخشانی در قبال مناطق غیر از خود نداشته اند. همه آنها پس از سپری شدن دوران نمایندگی، خانه نشین شده اند و این نشان می دهد که نه تنها برای مردم دیگر مناطق کاری نکرده اند حتی برای خود نیز نتوانسته اند کار مثمرثمری انجام دهند. برخی از نامزدهای این دوره و دوره های پیشین لار وقتی صحبت از تنگ نظری می شود بیان می کنند که پس چطور خنج در زمان یک نماینده لاری شهرستان شد. این پاسخی به تنگ نظری نیست. خنج در دوران اصلاحات شهرستان شد و اصلاحات بهای بسیاری به اقلیت های دینی در کشور می دادند به همین دلیل، خنج به شهرستانی رسید. گرچه نمی توان حق آقای کشفی را در این قضیه پایمال کرد اما نمیتوان همه آن را نیز به پای کشفی نوشت.
تنگ نظری های پیشین و فعلی بر هیچ یک از مناطق پوشیده نیست؛ وظیفه نماینده آینده این مناطق نیز این است که به همه مناطق به یک چشم بنگرد؛ انجام این کار نیز منتی نیست که بر سر مردم منطقه بگذارد. در غیر اینصورت لار ستیزی در مناطق بیشتر می شود. حال اینکه آقای جعفرپور چه تصمیمی اتخاذ می کند گذر زمان همه حقایق را روشن می کند.
اما باید این را نیز بگوییم که آقای جعفرپور، ما اجماع شما را قبول نداشتیم، روند رای گیری در روز انتخابات در شهر لار را قبول نداشتیم، تهدیداتی که توسط برخی از افراد صورت پذیرفته را قبول نداریم؛ اما از این به بعد، نماینده همه هستید و باید پذیرای انتقادات همه ما باشید و با جان و دل برای مشکلات منطقه تلاش نمایید، شما باید مشکلات ما را به گوش مسئولین برسانید و در صدد حل آنها گام بردارید.
و من الله توفیق
در حالی که مهلت قانونی رای گیری به پایان رسیده است، تحرکات سایت های لاری به سمت ایجاد تشکیک در نتایج است.
شنیده ها حاکی از این هستند که سید شکراله زندوی با رای بالایی نسبت به دیگر رقبا پیش است که این امر باعث شده تا سایت های خبری لار پروژه تشکیک در انتخابات را کلید بزنند.
سایت های لادستان، صحبت نو و لارستان بیدار در اقدامی مشترک قبل از اتمام زمان رای گیری، ادعای تقلب در برخی حوزه ها را مطرح کرده اند، که این امر می تواند شروعی باشد برای سوق دادن افکار عمومی منطقه به سمت تشکیک در انتخابات و در ادامه ابطال صندوق های رای باشد.
باید دید مسوولین چگونه با این شایعه پراکنی ها برخورد خواهند کرد؟!
ساعتی پیش سایت رسمی علیاصغر حسنی خبر از حمایت نماینده فعلی مجلس از سید شکرالله زندوی زد.
در تماس خبرنگار گریشنا در ساعت هشتم ونیم امشب علی اصغر حسنی گفت: حتی ممکن است تا یک ساعت قبل از تایید انتخابات وضعیت تایید صلاحیتها تغییر کند. دیروز شورای نگهبان اعلام کرد ده نفر تایید شده است. منتظر اعلام اسامی جدید هستیم. (خبر در سایت شورای نگهبان)
حسنی در پاسخ به این سوال که «در صورت عدم تایید صلاحیت شما از کسی حمایت میکنید؟» گفت: اولویت اول ما این است که نمایندهای از لار به مجلس نرود به خاطر همین بهتر است مردم به زندوی رای بدهند.»
بعد از این که مذاکرات دیشب میان فردوسی و زندوی در ستاد فردوسی به نتیجه نرسید. بخشی از نیروهای متنفذ شهر گراش تصمیم گرفتند به طور مستقل از زندوی حمایت کنند این اقدام با نارضایتی طرفداران فردوسی همراه بود. با تصمیم امروز حسنی آرا گراش رسماً دو قسمت خواهد شد. این که وزن کدام کفه بیشتر باشد فردا مشخص میشود.
توضیح تکمیلی: هر چند دیروز کدخدایی گفت که پرونده بررسی صلاحیتها بسته شده است اما رابطین حسنی میگویند که هنوز ممکن است اسامی جدیدی اعلام شود.
خبر تکمیلی (ساعت ۸:۵۵): خبر حمایت حسنی از زندوی از سایت حسنی حذف شد. توضیحات تکمیلی بعد از امکان تماس مجدد با حسنی

علی اصغر حسنی نماینده مردم لارستان، خنج و گراش در مجلس شورای اسلامی از سید شکرالله زندوی حمایت کرد.
بر همین اساس علی اصغر حسنی از مردم ولایت مدار لارستان، خنج و گراش خواست تا به زندوی رای دهند.
حسنی همچنین خواستار حضور باشکوه و با نشاط مردم در پای صندوق های رای شد.
به نقل از وبلاگ فارس بیرم: سید حسن زندوی امروز بعدازظهر نامه انصراف خود را به فرمانداری لارستان تحویل دادند. پس از اینکه شایعات بی اساس زیادی مبنی بر اینکه ایشان قصد انصراف نهایی ندارند، توسط منابع خبری شهر لار در سطح منطقه انعکاس داده شده بود، ایشان بار دیگر بزرگواری خویش را به مردم منطقه به ویژه مردم خونگرم بیرم به اثبات رساندند.
به نقل از وبلاگ فارس جنوبی
دو سخنرانی انتخاباتی امشب به مورخه 8/12/90 در یکی از مساجد شهر جویم برگزار شد. در ابتدا آقای ابراهیم فرج پور کاندیدای دور نهم انتخابات لارستان، خنج و گراش به سخنرانی پرداختند. ایشان بیشتر به مشکلات شهر جویم به خصوص کشاورزان و زیرزمینی این منطقه پرداختند. در آخر جلسه پرسش و پاسخی به عمل آمد که اکثر حاضران، سوالاتی خود پیرامون شهرستان شدن این بخش از ایشان پرسیدند. ایشان نیز خواست بحق این منطقه دانستند و بیان نمودند که در دوره های قبل کارشکنی هایی صورت پذیرفته است.
سوال دیگری در مورد اجماع در لار از ایشان پرسیده شد و از وی خواستند که موضع خود را اعلام نمایند. در پاسخ این را بیان کردند که اجماعی که نامزدهای سایر شهرها در آن حضور نداشته باشند را قبول ندارد همچنین اضافه نمودند که ایشان نیز در این جلسات حضور داشتند و به دلیل قبول نداشتن آن، جلسه را ترک کرده اند. همچنین اذعان نمودند که به هیچ وجه به نفع نامزدهای لار حاضر به انصراف از کاندیداتوری نیستند.
در پاسخ به این سوال که آیا ایشان حاضر به کناره گیری برای نامزدهای منطقه غیر از لار هستند یا نه؟ این جواب را دادند که حاضرند با این نامزدها مذاکره کنند و در صورت لزوم کنار بروند.
در آخر میتینگ تبلیغاتی ایشان از تریبون اعلام نمودند که آقای جعفرپور منتظر پایان جلسه ایشان برای ایراد سخنرانی هستند. به همین دلیل ایشان و هیئت همراهشان جلسه را ترک کردند.
آقای جعفرپور نیز با ذکر نکاتی علل حضور خود را در انتخابات بیان کردند و سخنانی در باب وحدت و حضور حداکثری در انتخابات فارغ از اینکه به چه کسی رای داده شود، ایراد فرمودند. در پایان این سخنرانی نیز جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد. در مورد شهرستان شدن جویم اعلام نمودند که ایشان هیچ قولی نمی دهند ولی حداکثر توانشان را به کار می گیرند.
یکی از حاضران در مورد اجماع نامزدهای صحبت هایی بیان کردند و گفتند که این اجماع را مردم منطقه قبول ندارند و این قضیه را متضاد با شایسته سالاری و توهین به شعور شرکت کنندگان در انتخابات دانستند. همچنین اضافه نمودند که نباید از تریبون نماز جمعه بیان شود که به کاندیداهای غیر لاری کسی رای ندهد. و اضافه نمودن که وقتی شورای نگهبان صلاحیت یک نامزد را تأیید می کند دیگر نباید کسانی مردم را ترغیب کنند که به یک نامزد رای ندهند. همچنین با بیان اینکه ما شمایی که برآمده از این اجماع هستید را به عنوان کاندید قبول نداریم چراکه مردم را به لاری و غیر لاری تقسیم نموده اید. در حاشیه این سوال بود که جلسه به تشنج کشیده شد و پس از دقایقی ایشان از جواب به این سوال خودداری نمودند. بسیاری از حاضران در جلسه با ایشان به مخالفت برخواستند تا جایی که نظم جلسه به هم ریخته شد.
مطلب زیر از وبلاگ گراش نوشته عبدالمهدی وفائی فرد:
چند روز قبل سایت خبري «لادستان» مطلبی را منتشر و به مسوولین و مردم گراش توهین کرده بود. هرچند این مطلب با واکنش سریع وبگردهای گراش مواجه و از روی سایت لادستان حذف شد، اما یادآور حکایت توهین و تخریبهای چندین سالهی رسانههای لار در روزهای حساس منطقه، در 4 سال گذشته است.
همهی کسانی که از انتخابات دور قبل فضای اینترنت منطقه را دنبال میکردند، حتما با وبلاگ «آفتاب لارستان» هم آشنا هستند. وبلاگی که در در ایام تبلیغات انتخابات دور هشتم مجلس، اخلاق را به کلی زیر پا گذاشت و با دروغ پراکنی و تهمت به کاندیدای مورد حمایت مردم منطقه و توهین به شعور مردم منطقه، فضای مسمومی را بهوجود آورد. تهمت و برچسبهایی مثل جمعکردن رای با برنج و روغن و پول، که هیچ وقت هم سندی برای اثباتاش پیدا نشد!
اما بعد از ورود نمایندهی غیر لاری به مجلس، سیر تهمتها و دروغها ادامه یافت. سال 88 نشریه و سایت «صحبتنو لار» با تحریریهای جدیدشروع به کار کرد. این گروه نیز همان راه آفتاب لارستان را با سبک و سیاق جدیدی ادامه داد.
شاید موج توهینها، تهمتها و دروغها مربوط شود به ایام اعلام شهرستان شدن گراش تا استقرار فرمانداری آن! این سایت سعی کرد به طور موزیانهای اجتماعات آرام مردم گراش را، اغتشاش خوانده و مردمی که برای دفاع از خواستهی مشروع خود تجمع کرده بودند را اوباش بخواند. این دروغپراکنیها بیشتر در جهت پنهان کردن اغتشاشاتی بود که در لار جریان داشت. اغتشاشاتی که در آخر به ورود نیروهای بسیجی و انتظامی و دستگری چند دهتن از اراذلی انجامید، که در طول آن مدت خوراک مناسبی را برای رسانههای معاند با نظام درست کرده بودند.
اما اوج توهین به شعور سیاسی ـ اجتماعی مردم گراش، مطلبی بود که صحبتنو با عنوان «آزمون ولایت پذیری مردم گراش» منتشر کرد. در این یادداشت نویسنده سعی کرده بود با سواستفاده از ولایتمداری و ولایتپذیری مردم گراش، دفاع از خواستههای مشروع شهروندان گراشی را مقابله با رهبریِ معظمِنظام جمهوری اسلامی جلوه دهد؛ که اینبار نیز تیر این گروه موذی، با انبوه مقالات و یادداشتهایی که توسط وبلاگنویسان گراشی منتشر شد، به سنگ خورد.
حالا اما، سایتی که لباس اصولگرایی را بر تن کرده، با توهین به مردم، خیرین و مسوولین گراش، سعی کرده راه آن دو را بهپیماید. نیازی نیست که وقت خود را صرف پاسخگویی به اتهاماتی بی اساس که توسط این جماعت خودبین منتشر شده، کرده و صرفا پرسیدن یک سوال بسنده میکنیم: چرا این مطلب از روی سایت لادستان حذف شد؟!
آنچه مشخص است، با دقت در مطالب منتشر شده در سایتهای شهر لار، متوجه میشویم، چه لادستان ـ که ادعای اصولگرایی دارد ـ و چه صحبتنو ـ که به اصلاحطلبها منتسب است ـ همه یک هدف را دنبال میکنند. سادهانگارانه است اگر جنگ زرگری بین این دو سایت را باور کنیم. آفتاب لارستان، صحبتنو و لادستان، همهگی سراپا یه کرباساند و از یک منبع خط می گیرند.
امروز رسانههای لاری دست به هرکاری خواهند زد تا با تخریب نقطه نقطهی شهرستانهای خنج و گراش و توابع شهرستان لار، و با ایجاد ذهنیت منفی در اذهان عمومی مردم منطقه، از اجماع جلوگیری کنند. تخریب چهرهی مردم یک شهر و دادن وعده و وعید به اهالی شهری دیگر، همه در راستانی جلوگیری از جمع شدن منطقه حول محور یک کاندیداست.اجماعی که میتواند زمینهساز نقش آفرینی همهی مردم منطقه در شهرستانهای لار، خنج و گراش شود.
برگرفته از وبلاگ صراط نوشته محمد هاشم جعفری:
هو الرحمن

بی شک هر دوره از انتخابات مجلس معادلات خاص خود را دارد. به وضوح این دوره با دوره های دیگر دارای تفاوتهای آشکاری است. شاید در دوره های پیشین اینقدر آراء مردم هر شهر در سرنوشت مردم شهرهای دیگر تاثیری نداشت و هر شهر کاندیدای خود را معرفی می نمود و به غیر از انتخابات دور قبل کاندیداهای لاری به مجلس راه می یافتند. در دوره پیشین شرایط خاصی رقم خورد تا کاندیدای معرفی شده از شهر گراش نماینده مردم در مجلس شد. حضور یک نماینده غیر لاری آغاز نقطه عطفی در شرایط سیاسی منطقه بود. اول اینکه انحصار نمایندگی مجلس که سالها در دست لار بود شکسته شد و این باور انحصار از ذهن مردم منطقه رخت بر بست. دوم اینکه با حضور یک نماینده فعال و پرتلاش در مجلس مردم منطقه بیش از پیش به اهمیت جایگاه نمایندگی پی برده و نماینده محترم توانستند خدمات زیادی برای منطقه داشته باشند. سوم اینکه با ارتقاء سیاسی گراش و مخالفت لار با مصوبه هیئت دولت چهره واقعی لار در مخالفت با ارتقاء توابع آشکار شد و این درحالی بود که همه ی بخشهای لار خواستار ارتقاء می باشند.
این دلایل و دلایل بسیاری دیگر باعث رشد تفکر لار گریزی و ایجاد یک دو قطبی فکری در منطقه شد. یک سوی این دوقطبی لار است با تعدادی از شهرهای منطقه و در سر دیگر دو شهرستان گراش و خنج و بخشهای اوز، بیرم، جویم و بنارویه و غالب دهستانها و روستاهای منطقه که هر کدام برای حضور در این سر دو قطبی دلایل خاص خود را دارند.
مثلا شهرستانهای گراش و خنج به دلیل نوپا بودن( البته گراش از این حیث بیشتر ) خواستار استقرار ادارات و نهادهایی هستند که راه اندازی و استقلال آنها با مخالفت و کارشکنی های لار همراه بوده و بخشهای اوز و بیرم و جویم و بنارویه خواستار ارتقاء سیاسی خود هستند و با مخالفت شدید لار همراه است و آنرا مشروط به اجرای طرحی شکست خورده به نام استان لارستان نموده است.
وزنه اصلی آراء در کفه لار بیشتر در خود شهر لار می باشد و وزنه یا بهتر است بگوئیم وزنه های آراء در کفه مقابل بین دو شهرستان گراش و خنج و سایر بخشهای تابعه لار و دهستانها پراکنده شده است. در دو قطبی لار در حال حاضر محبی و جعفر پور حضور دارند و باقی کاندیداها هر یک به شکلی از ادامه راه بازماندند که به هر حال پیش بینی می شود در روز انتخابات آراء یکی از دو نفر باقی مانده وزنه قطب لار را سنگین نماید.
نکته حائز اهمیت و سرنوشت ساز در قطب مقابل لار است که از حیث سنگینی، سنگینتر و از حیث پراکندگی کاملا پراکنده است. این ویژگی های این قطب باعث شده تا رای یک گراشی و خنجی و اوزی و بیرمی و جویمی و بنارویه ای و غیره در سرنوشت همدیگر موثر باشد و غفلت هر یک باعث تغییر سرنوشت همه شهرهای و روستاهای هم فکر و هم سو می باشد.
مطلب زیر از وبلاگ گراش نوشته عبدالمهدی وفائی فرد:
سالهای سال بود کرسی نمایندگی مجلس به کاندیداهای لاری تعلق داشت و سایر مردم منطقه پذیرفته بودند که هیچ شانسی برای ورود به مجلس شورای اسلامی ندارند. شاید مهمترین رقیب کاندیداهای لاری، گراشیها بودند که در هر دوره زورآزمایی میکردند و بنا به دلایلی توفیقی به دست نمیآوردند.
اما در سال 86، با ورود علیاصغر حسنی و سیدشکراله زندوی به صحنهی رقابت نمایندگی مجلس، شور و نشاط انتخاباتی بر منطقه حاکم شد و سر انجام با پیروزی علیاصغر حسنی، دوم شدن سیدشکراله زندوی و سوم شدن کاندیدای لاری در این رقابت سخت و نفسگیر، مردم منطقه به نوعی اعتماد به نفس دست یافتند. تابوی نمایندهگی لاریها در مجلس شکسته شد و نتیجه آن شد که دورهی نهم افراد بیشتری از شهرستانها، بخشها و دیگر نقاط منطقه، برای نمایندگی مجلس نهم اعلام کاندیداتوری کردند.
آنچه مشخص است، این است که حضور نمایندهی غیرلاری، منافع مرکز شهرستان لار را به چالش کشیده است. دلیل این مدعا هم تخریب چهرهی نمایندهی منطقه با انواع دروغ و تهمت است که از همان روزهای انتخابات شروع شده است و به یقین تا آخرین روز حضور وی در بهارستان ادامه خواهد داشت. تجربهی حضور نمایندهی غیر لاری ـ و حجم عظیم کارها و خدماتی که در تمام مناطق شهرستانهای لار، خنج و گراش انجام شد ـ نشان داد که بخش عمدهای از بودجهها، هزینهها و خدماتی که باید در همهی منطقه صرف میشد، تا به حال تنها در مرکز شهرستان لار هزینه میشده است و سایر نقاط باید به بودجهای کم و خدماتی غیرقابل قبول رضایت میدادهاند.
حضور نمایندهای که نمایندهی واقعی کل مردم منطقه ـ و نه فقط نمایندهی عدهی قلیلی از مرکز شهرستان لار ـ باشد، میتواند عدالت را در منطقه گسترش دهد. با توزیع منطقی بودجهها و خدمات حتی در دورافتادهترین نقاط شهرستانهای لار، خنج و گراش، حق همهی مردم منطقه را به همان میزانی که باید از آن باید بهرهمند شوند، بهدون هیچگونه چشمداشت و توقعی در اختیارشان قرار گیرد.
حال که همهی مردم منطقه دریافتهاند که کرسی نمایندگی شهرستانهای لار، خنج و گراش تنها به نمایندهی لاری تعلق ندارد و تجربهی یک دوره حضور نمایندهی غیرلاری نشان داده، نمایندهی مجلس از چه جایگاهی برخوردار است، باید دست به دست هم داده تا دوباره اتفاقات تلخ دورهای گذشته تکرار نشود.
مردم منطقه، از خنج و بیرم و اوز و گراش گرفته تا جویم و بنارویه و صحرای باغ و دهکویه و سایر نقاط منطقه، باید حول محور یک کاندیدا وارد کارزار انتخابات شوند. فرق چندانی ندارد که این کاندیدا از کدام شهر باشد، مهم این است با یاری خدا بتوان بار دیگر کاندیدایی را که نمایندهی واقعی همهی مردم منطقه است را روی صندلی بهارستان نشاند و از مزهی خوش عدالت بهره برد.
کدام مدیردرلارستان دراختلاس 3 هزار میلیاردی آریا،رشوه دریافت کرد؟ | ![]() |
دکتر حسنی، لحظاتی قبل به تهران رفته است، تا در مهلت قانونی اعلام شده توسط شورای نگهبان، درخواست تجدید نظر در این مورد نماید.
شنیدهها حاکیست که یکی از کاندیداهای نمایندگی این دوره از لار، در راس هیاتی از بزرگان و معتمدین شهر لار، از دو روز قبل به تهران سفر کرده است. گفتهها حکایت از این دارد حضور این افراد در تهران و رایزنیهایی که انجام شده توسط ایشان، در رد صلایت دکتر حسنی تاثیر بهسزایی داشته است.
خبر تکمیلی: ("23:16)
با پیگیریهای انجام شده توسط گراش فردا، مشخص شد هنوز رد صلاحیت دکتر حسنی به صورت کتبی به ایشان ابلاغ نشده است. باید منتظر ماند که آیا فردا صبح (یکشنبه) فرمانداری لار نامهی کتبی رد صلاحیت را به ایشان ابلاغ خواهد کرد یا خیر؟!
«یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابىطالب و محاصرهى اقتصادى مسلمان ها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاههاى بدمحاسبهگر خیال میكنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم، نوزدهم دی ماه نود)
بخشی از گفت و گوی حجتالاسلاموالمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام با سایت خامنه ای دات آی آر:
مشركین یك محاصرهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همهجانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامهی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شدهبودند، تقریباً سه سال از داراییهای خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونهای كه در اواخر دوران شِعب ابیطالب، حتی برای بچههایشان هم غذایی یافت نمیشد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمیشد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.
در آن زمان آیهای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد میكشید، آنها هم مثل شما درد میكشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ» شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.
در غزوهی خیبر، آن جبههی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همهی دار و ندارش را در منطقهی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمیشدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره میشدند، اما حالا دشمن را در منطقهی خودش محاصره كرده بودند.

پس یكی از ویژگیهای دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادلهی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربههای «ضربه زدن»، «مصادرهی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده میكردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربهها را از دست آنها بیرون آورد.
درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریمهایی را علیه ما اعمال كردهاند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیدهایم. یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكاییها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت میشویم، اما چرخ ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه میچرخد. هماكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایدهآلها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستمشاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» بودیم، اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است.
متن کامل گفت و گو را از اینجا بخوانید.